محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

126

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

او را آزمايش كند ، زيرا خدا بندگان مخلص خود را با انواع مصائب آزمايش و با اقسام دردها و مشكلات امتحان مىكند ، تا قدرت تحمل ايشان در مقابل امور مهم و مسئوليتهاى خطيرى كه متوجهشان مىگردد ، بيشتر شود . و براستى كه مصيبت يوسف آزمايشى جانكاه و طاقت‌فرسا بود و دشوارتر از اين حادثه متصور نيست ، به علاوه اگر چنين پيشامدى بر شخصى دنياديده و سرد و گرم چشيده وارد مىشد كمتر احساس ناراحتى مىكرد و تحمل آن تا اين حد مشكل نبود ، چون باتجربه و سوابق قبلى مىدانست چه تدبيرى اتخاذ كند و در اين حال وضع خود را چگونه اداره نمايد ؟ ولى يوسف ، نوجوانى است نازپرورده و سرد و گرم دنيا نچشيده و هيچ تجربه‌اى در اين شرايط دشوار ندارد . دردناكتر اينكه ، اگر يوسف عليه السّلام گناه يا معصيتى را مرتكب شده بود در برخورد با اين مصيبت كمتر رنج مىديد و بهتر آن را تحمل مىكرد ، زيرا شايستهء اين رنج و سزاوار اين عذاب بود ، ولى وجود يوسف از عيب مبرا و از هرگونه تهمت به دور است . يوسف از به دو كودكى اگرچه با سربلندى و اقتدار زندگى كرده است ، اما در هر حال تواضع و فروتنى خود را حفظ كرده و از مفاسد معروف و منكرات مشهور زمان خود دور بوده است . از طرفى اگر مصيبت يوسف از طرف بيگانگان بر او وارد شده بود ، تحمل آن براى يوسف بسيار آسانتر مىنمود و ناراحتى و تأسف او بسيار كمتر از شرايط حال بود . ولى يوسف از طرف برادران و فرزندان پدر خويش هدف بلا قرار گرفته است و به گفتهء شاعر : و لو به غير الماء حلقى شرق * كنت كالغصان بالماء اعتصارى « 1 » يوسف نظر به اطراف چاه مىاندازد اما جز آب راكد و بىصدا كه افكار پريشان و تصوير اندوهگين خود را در آن مىبيند ، چيز ديگرى نمىبيند و چون به طرف بالا نگاه مىكند ، در اين توده‌هاى متراكم هوا چيزى جز ظلمت و سكوت احساس نمىكند .

--> ( 1 ) . اگر گلويم با چيزى جز آب گرفته بود ( مانند كسى كه لقمه در گلويش گير كرده باشد ) با نوشيدن آب مجراى گلويم را باز مىكردم .